ترجمه "embouchure" به فارسی
دهانه, دهنی, سر بهترین ترجمه های "embouchure" به فارسی هستند.
embouchure
noun
دستور زبان
(music) The shape of the mouth and lips when playing a wind instrument. [..]
-
دهانه
noun -
دهنی
-
سر
noun
-
ترجمه های کمتر
- (رودخانه) مصب
- (موسیقی - بخشی از ساز بادی که در دهان جای می گیرد) دهانگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embouchure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن