ترجمه "embow" به فارسی
(امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن, به صورت کمان در آوردن, کمانسان کردن بهترین ترجمه های "embow" به فارسی هستند.
embow
verb
دستور زبان
To bend like a bow; to curve.
-
(امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن
-
به صورت کمان در آوردن
-
کمانسان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن