ترجمه "embow" به فارسی

(امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن, به صورت کمان در آوردن, کمانسان کردن بهترین ترجمه های "embow" به فارسی هستند.

embow verb دستور زبان

To bend like a bow; to curve.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (امروزه بیشتر به صورت اسم مفعول) خم کردن

  • به صورت کمان در آوردن

  • کمانسان کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embow" با ترجمه به فارسی

  • (با درخت و گل) فراگرفتن · (در باغ یا بیشه) قرار دادن · جا خوش کردن · پناه دادن
  • قوسی · مقوس · کمانی
اضافه کردن

ترجمه های "embow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه