ترجمه "embrasure" به فارسی
مزغل, بارو, دریچه بهترین ترجمه های "embrasure" به فارسی هستند.
embrasure
noun
دستور زبان
(architecture, military) Any of the indentations between the merlons of a battlement. [..]
-
مزغل
opening in a crenellation or battlement between the two raised solid portions or merlons
-
بارو
noun -
دریچه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (در بارو و دژ) مزغل
- (معماری) جای پنجره در دیوار (به ویژه اگر عرض آن در درون اتاق بیشتر از بیرون اتاق باشد)
- سوراخ بارو (برای تیراندازی)
- سوراخ دیوار
- فضای بین دندان های مجاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embrasure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "embrasure"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن