ترجمه "embrocation" به فارسی
روغن, پماد, مرهم بهترین ترجمه های "embrocation" به فارسی هستند.
embrocation
noun
دستور زبان
The act of moistening and rubbing a diseased part with spirit, oil, etc. [..]
-
روغن
nounI have the embrocation.
من يه روغن ماساژ آوردم
-
پماد
if I had known you were wanting an embrocation, I would have spoken to
من اگر میدانستم تو به پماد احتیاج داری یک صحبتی میکردم با ...
-
مرهم
-
ترجمه های کمتر
- خیس مال
- خیس مالی
- روغن مالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embrocation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embrocation" با ترجمه به فارسی
-
(به بدن مرهم یا روغن یا داروی آبگونه مالیدن و مالش دادن) خیس مالی کردن · خیس مال کردن · روغن ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن