ترجمه "emissive" به فارسی

ارسالی, صدوری, گسیلشی بهترین ترجمه های "emissive" به فارسی هستند.

emissive adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or having the capacity to emit radiation or matter; emitting [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارسالی

  • صدوری

  • گسیلشی

  • ترجمه های کمتر

    • گسیلنده
    • برون فرستانه
    • برون پاش
    • قادر به برون فرستی
    • وابسته به برون تابی یا برون پاشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emissive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emissive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "emissive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه