ترجمه "encountering" به فارسی

رویارویی ترجمه "encountering" به فارسی است.

encountering noun verb دستور زبان

Present participle of encounter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رویارویی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encountering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encountering" با ترجمه به فارسی

  • برخورد نزدیک
  • فعالیت خدماتی
  • (اتفاقا) برخوردن به · (در نبرد یا کشمش و غیره) برخورد پیدا کردن با · (روان شناسی) وابسته به گروه رویارویی · برخورد · تصادف · تصادف کردن · جلو (کسی) ایستادن · درگیری · رزم · رو در رویی · رودر رو شدن · رویارویی، نبرد، مبارزه، جدال · مصاف · مصاف دادن · ملاقات · مواجهه · نبرد · پیدا کردن · یافتن
  • مواجه شدن، روبرو شدن
  • (اتفاقا) برخوردن به · (در نبرد یا کشمش و غیره) برخورد پیدا کردن با · (روان شناسی) وابسته به گروه رویارویی · برخورد · تصادف · تصادف کردن · جلو (کسی) ایستادن · درگیری · رزم · رو در رویی · رودر رو شدن · رویارویی، نبرد، مبارزه، جدال · مصاف · مصاف دادن · ملاقات · مواجهه · نبرد · پیدا کردن · یافتن
اضافه کردن

ترجمه های "encountering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه