ترجمه "enfeeblement" به فارسی

تضعیف, سستی, ناتوانی بهترین ترجمه های "enfeeblement" به فارسی هستند.

enfeeblement noun دستور زبان

The act of enfeebling; debilitation, enervation or devitalization [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تضعیف

  • سستی

  • ناتوانی

    the victim, enfeebled or killed, drops from above slowly and lightly as a feather, among the heap of corpses.

    آن زنبور در حال ضعف و ناتوانی و یا در حال مرگ آهسته چون پری سبک از بالا میان تل اجساد میافتد.

  • ناتوان سازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enfeeblement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enfeeblement" با ترجمه به فارسی

  • از رمق انداختن · تضعیف کردن · سست کردن · ضعیف کردن · ناتوان کردن · نزار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "enfeeblement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه