ترجمه "enfilade" به فارسی

(ارتش), آرایش راستایی, تیراندازی راستایی (تیراندازی از جناح به پهنای صف دشمن که امکان اصابت را بسیار بیشتر می کند) بهترین ترجمه های "enfilade" به فارسی هستند.

enfilade verb noun دستور زبان

gunfire directed along the length of a target [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ارتش)

  • آرایش راستایی

  • تیراندازی راستایی (تیراندازی از جناح به پهنای صف دشمن که امکان اصابت را بسیار بیشتر می کند)

  • تیراندازی راستایی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enfilade " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "enfilade" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه