ترجمه "enforcer" به فارسی
تروریست مزدور ترجمه "enforcer" به فارسی است.
enforcer
noun
دستور زبان
One who enforces. [..]
-
تروریست مزدور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enforcer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enforcer" با ترجمه به فارسی
-
اجرای قانون
-
)سیاب( یکرمگ و یترجاهم نیناوق یرجم هرادا
-
اجرا کردن، با زور انجام دادن
-
اعمال قانون، اجرای قانون
-
(به اطاعت از قانون) واداشتن · (قانون) اجرا کردن · اجرا کردن · از پیش بردن · اعمال کردن · تحمیل کردن · تقویت کردن · زوردار کردن · سربار کردن · قبولاندن (بازور) · مجبورکردن · نیرودادن · هسبند کردن · پذیراندن
-
اجبار · اجرا · تحمیل
-
قابل اجرا
-
)یکرمگ و یترجاهم نیناوق یرجم هرادا( سیاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن