ترجمه "enfranchisement" به فارسی

ازادسازی, معافیت, اعطای حقوق شهری یاحق رای درانتخابات بهترین ترجمه های "enfranchisement" به فارسی هستند.

enfranchisement noun دستور زبان

The act of enfranchising [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازادسازی

    noun
  • معافیت

  • اعطای حقوق شهری یاحق رای درانتخابات

  • حق رای – اعطای حق رای – اعطای حق انحصار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enfranchisement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enfranchisement" با ترجمه به فارسی

  • (از بردگی یا قید و محضور و غیره) رهانیدن · (از حقوق شهروندی) بهره مند کردن · آزاد کردن · حق رای دادن به
اضافه کردن

ترجمه های "enfranchisement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه