ترجمه "enforce" به فارسی

مجبورکردن, نیرودادن, پذیراندن بهترین ترجمه های "enforce" به فارسی هستند.

enforce verb دستور زبان

(obsolete, transitive) To strengthen (a castle, town etc.) with extra troops, fortifications etc. [14th-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجبورکردن

    verb
  • نیرودادن

  • پذیراندن

  • ترجمه های کمتر

    • (به اطاعت از قانون) واداشتن
    • (قانون) اجرا کردن
    • اجرا کردن
    • از پیش بردن
    • اعمال کردن
    • تحمیل کردن
    • تقویت کردن
    • زوردار کردن
    • سربار کردن
    • قبولاندن (بازور)
    • هسبند کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enforce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Enforce
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجرا کردن، با زور انجام دادن

عباراتی شبیه به "enforce" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "enforce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه