ترجمه "engender" به فارسی
بوجودآمدن, (در اصل) بچه پس انداختن, (مهجور) تولید شدن بهترین ترجمه های "engender" به فارسی هستند.
engender
verb
دستور زبان
(obsolete, transitive) To beget (of a man); to bear or conceive (of a woman). [14th-19th c.] [..]
-
بوجودآمدن
verb -
(در اصل) بچه پس انداختن
-
(مهجور) تولید شدن
-
ترجمه های کمتر
- به وجود آوردن
- سبب شدن
- سرچشمه گرفتن
- مادری کردن
- موجب شدن
- پس انداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " engender " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن