ترجمه "engine" به فارسی

موتور, لوکوموتیو, ابزار بهترین ترجمه های "engine" به فارسی هستند.

engine verb noun دستور زبان

(obsolete) Cunning, trickery. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موتور

    noun

    mechanical device [..]

    The doors slammed, the engine started, and they drew away.

    درها محکم بسته شدند. موتور روشن شد واتومبیل خارج شد.

  • لوکوموتیو

    noun

    While we worked a light engine came down the line from Deraa on patrol.

    هنگامی که مش ول این کار بودیم، یک لوکوموتیو برای بازدید خطوط، از سوی درعا نزدیک میشد.

  • ابزار

    noun

    And that engine is going to see the results in 20 years.

    و اون ابزار شاهد نتایج در 20 سال آینده خواهد بود.

  • ترجمه های کمتر

    • دستگاه
    • motor
    • انجین
    • کارزا
    • (قدیمی) وسیله
    • حرکت دهنده
    • رجوع شود به fire engine
    • نیروی محرکه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Engine
+ اضافه کردن

"Engine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Engine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "engine"

عباراتی شبیه به "engine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "engine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه