ترجمه "engorgement" به فارسی

تندخوری, پرخوری, تراکم خون بهترین ترجمه های "engorgement" به فارسی هستند.

engorgement noun دستور زبان

The process or the condition of becoming engorged, becoming over-filled with fluid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندخوری

  • پرخوری

  • تراکم خون

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engorgement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "engorgement" با ترجمه به فارسی

  • (پزشکی - رگ یا بافت و غیره : از خون یا آبگونه انباشته شدن وگرفتگی و آماس پیدا کردن) خون آماس شدن · آب آماس شدن · اشباع شدن · اقناع شدن · بلعیدن · حریصانه خوردن · دل از عزا درآوردن · پر خوردن · پر کردن · پرخوری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "engorgement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه