ترجمه "engrailed" به فارسی

دارای کنگره های هلالی, دندانه دار بهترین ترجمه های "engrailed" به فارسی هستند.

engrailed adjective noun دستور زبان

(heraldry) having an edge or border indented with semicircles with points outwards. Usually the saltire and the dexter edge of the border of the shield both have cuts along their entire length the shape of crescent moons. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای کنگره های هلالی

  • دندانه دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engrailed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "engrailed" با ترجمه به فارسی

  • (با دندانه یا کنگره) آذین کردن · (لبه ی چیزی را) کنگره کنگره کردن · دندانه دار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "engrailed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه