ترجمه "engraving" به فارسی

حکاکی, گراور, کتیبه بهترین ترجمه های "engraving" به فارسی هستند.

engraving verb noun دستور زبان

the practice of incising a design onto a hard, flat surface, by cutting grooves into it [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حکاکی

    noun

    practice of incising a design on to a hard, usually flat surface, by cutting grooves into it

    that picture over there' she nodded at the engraving on the opposite wall

    جولیا به حکاکی دیوار مقابل با سر اشاره کرد و گفت: و آن عکس...

  • گراور

    The text is complete, the engravings too.

    متن بسيار کامله و همينطور 9تا گراور بعلاوه توضيحاتشون و عناوين صفحات

  • کتیبه

    Look at all these engravings.

    این کتیبه ها رو ببین.

  • ترجمه های کمتر

    • گودنگاری
    • گودنگاشت
    • کلیشه
    • (صفحه یاتصویر) گراوری
    • (هر چیز حکاکی شده) ژرف نگاشت
    • ژرف نگاری
    • کنده کاری
    • گراور شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engraving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "engraving"

عباراتی شبیه به "engraving" با ترجمه به فارسی

  • گراور روی صفحه ی فولاد · گراورسازی فولادی
  • حکاک · قلمزن · کنده کار · گراوورساز
  • کندکاری کردن
  • قلمزن مس
  • (با گراور یا کلیشه) چاپ کردن · (در خاطره و غیره) نقش بستن · (عمیقا) تحت تاثیر قرار دادن · (چاپ) کلیشه کردن · حكاكيكردن · حک کردن · حکاکی کردن · رجوع شود به photoengrave · کندن (روی چیزی) · کنده کاری کردن · گراور کردن · گودنگاری کردن
  • حکاکی روی چوب · رجوع شود به woodcut · قطعه چوب · منبت کاری
  • (چاپ) گراور خطی · گراور مخططط
  • (با گراور یا کلیشه) چاپ کردن · (در خاطره و غیره) نقش بستن · (عمیقا) تحت تاثیر قرار دادن · (چاپ) کلیشه کردن · حكاكيكردن · حک کردن · حکاکی کردن · رجوع شود به photoengrave · کندن (روی چیزی) · کنده کاری کردن · گراور کردن · گودنگاری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "engraving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه