ترجمه "engulf" به فارسی

فراگرفتن, گیرانداختن, احاطه کردن بهترین ترجمه های "engulf" به فارسی هستند.

engulf verb دستور زبان

(transitive) To overwhelm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فراگرفتن

    verb
  • گیرانداختن

  • احاطه کردن

    you saw a white light that engulfed you, almost seemed to beckon you to stay

    نور سفيدي ديدي که تو را احاطه کرده بود و يک جورايي نگهت داشته بود

  • ترجمه های کمتر

    • خروشان کردن
    • درشت نوشتن
    • درگیر شدن
    • فرو بردن
    • گرفتار شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engulf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "engulf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه