ترجمه "engrossment" به فارسی
استنساخ, تحریر, احتکار – خرید یکجا بهترین ترجمه های "engrossment" به فارسی هستند.
engrossment
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being engrossed; concentration or preoccupation. [..]
-
استنساخ
-
تحریر
-
احتکار – خرید یکجا
-
ترجمه های کمتر
- بخط درشت
- درشت نویسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " engrossment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "engrossment" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه لوایح پارلمانی) پاکنویس کردن · (توجه و غیره را کاملا به خود) معطوف کردن · (سابقا) با حروف درشت نوشتن (اسناد و مکاتبات مهم و غیره) · (قدیمی - به منظور احتکار یا انحصار) همه ی موجودی (کالایی را) خریدن · به خود جلب کردن · به سبک رسمی و حقوقی نوشتن · به سوی خود کشیدن · جذب · خروشان کردن · درشت نوشتن · عمده خری کردن · فرو بردن · متن نهایی را نوشتن · همه ی چیزی را برداشتن یا خواستن · گیرایی داشتن
-
انحصارشده · مجذوب · کاملا اشغال شده
-
محتکر · محتکر – احتکار کننده · محرر · کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
-
جلب کردن، احتکار کردن، مجذوب
-
(بسیار) سرگرم کننده · جذاب · گیرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن