ترجمه "engrossing" به فارسی

(بسیار) سرگرم کننده, جذاب, گیرا بهترین ترجمه های "engrossing" به فارسی هستند.

engrossing adjective noun verb دستور زبان

Present participle of engross [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بسیار) سرگرم کننده

  • جذاب

    adjective

    The guests were not disappointed: they had a very pleasant feast, in fact an engrossing entertainment: rich, abundant, varied, and prolonged.

    انتظار میهمانان برآورده شده بود: ضیافتی بسیار خوشایند و در حقیقت یک سرگرمی جذاب بود: باشکوه، پر از نعمت، متنوع و طولانی.

  • گیرا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engrossing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "engrossing" با ترجمه به فارسی

  • احتکار – خرید یکجا · استنساخ · بخط درشت · تحریر · درشت نویسی
  • (به ویژه لوایح پارلمانی) پاکنویس کردن · (توجه و غیره را کاملا به خود) معطوف کردن · (سابقا) با حروف درشت نوشتن (اسناد و مکاتبات مهم و غیره) · (قدیمی - به منظور احتکار یا انحصار) همه ی موجودی (کالایی را) خریدن · به خود جلب کردن · به سبک رسمی و حقوقی نوشتن · به سوی خود کشیدن · جذب · خروشان کردن · درشت نوشتن · عمده خری کردن · فرو بردن · متن نهایی را نوشتن · همه ی چیزی را برداشتن یا خواستن · گیرایی داشتن
  • انحصارشده · مجذوب · کاملا اشغال شده
  • محتکر · محتکر – احتکار کننده · محرر · کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
  • جلب کردن، احتکار کردن، مجذوب
اضافه کردن

ترجمه های "engrossing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه