ترجمه "engrained" به فارسی

دارای خوی دیرینه, فاسدشده, پینه خورده بهترین ترجمه های "engrained" به فارسی هستند.

engrained verb

Simple past tense and past participle of engrain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارای خوی دیرینه

  • فاسدشده

  • پینه خورده

  • چاره ناپذیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engrained " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "engrained" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به ingrain
اضافه کردن

ترجمه های "engrained" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه