ترجمه "enlarge" به فارسی
بزرگنمایی, توسعه دادن, (معمولا با: on یا upon) شرح و بسط دادن بهترین ترجمه های "enlarge" به فارسی هستند.
enlarge
verb
دستور زبان
(transitive) To make larger. [..]
-
بزرگنمایی
-
توسعه دادن
-
(معمولا با: on یا upon) شرح و بسط دادن
-
ترجمه های کمتر
- افزودن بر
- بزرگ کردن
- بزرگ کردن یا شدن
- بسط دادن
- توسعه دادن یا یافتن
- توضیح بیشتر دادن
- رشد کردن
- زیاد کردن
- فراخ گویی کردن
- گسترده کردن
- گشاد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enlarge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enlarge" با ترجمه به فارسی
-
گسترش شغل؛ آشنا کردن کارکنان با مشاغل دیگر؛ توسعه قلمرو شغلی
-
(نسخه ی بزرگ شده ی عکس و نقشه و غیره) بزرگ شده · آگراندیسمان · افزایش · بزرگ ساخت · بزرگ سازی · بسط · توسعه · توسعه – بسط · گسترش
-
توسعه شغل · توسعه شغلی · گسترش شغلی
-
بزرگ کردن آلت تناسلی
-
بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري · بیماریهای قلب
-
آگراندیسور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن