ترجمه "enlargement" به فارسی
توسعه, گسترش, بسط بهترین ترجمه های "enlargement" به فارسی هستند.
enlargement
noun
دستور زبان
The act of making something larger. [..]
-
توسعه
nounHe hoped to enlarge it greatly now that the country was going to be settled.
حال که گویا کشور به سمت وضعیتی باثبات میرفت میخواست به کسب و کارش توسعه بدهد.
-
گسترش
Lydgate was ambitious above all to contribute towards enlarging the scientific, rational basis of his profession.
لایدگیت بیش از هر چیز آرزو داشت اساس علمی و منطقی حرفه خود را گسترش دهد.
-
بسط
nounI won't enlarge on this fact or analyze it here
در این خصوص بسط نمیدهم و این نکته را تحلیل و تجزیه نمیکنم
-
ترجمه های کمتر
- افزایش
- آگراندیسمان
- (نسخه ی بزرگ شده ی عکس و نقشه و غیره) بزرگ شده
- بزرگ ساخت
- بزرگ سازی
- توسعه – بسط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enlargement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enlargement" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا با: on یا upon) شرح و بسط دادن · افزودن بر · بزرگ کردن · بزرگ کردن یا شدن · بزرگنمایی · بسط دادن · توسعه دادن · توسعه دادن یا یافتن · توضیح بیشتر دادن · رشد کردن · زیاد کردن · فراخ گویی کردن · گسترده کردن · گشاد کردن
-
گسترش شغل؛ آشنا کردن کارکنان با مشاغل دیگر؛ توسعه قلمرو شغلی
-
توسعه شغل · توسعه شغلی · گسترش شغلی
-
بزرگ کردن آلت تناسلی
-
بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري · بیماریهای قلب
-
آگراندیسور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن