ترجمه "enlist" به فارسی
(با: in) شرکت جستن در, (برای خدمت نظام) نام نویسی کردن, (کمک یا حمایت و غیره ی دیگران را) جلب کردن بهترین ترجمه های "enlist" به فارسی هستند.
enlist
verb
دستور زبان
(intransitive) To join a cause or organization, especially military service. [..]
-
(با: in) شرکت جستن در
-
(برای خدمت نظام) نام نویسی کردن
-
(کمک یا حمایت و غیره ی دیگران را) جلب کردن
-
ترجمه های کمتر
- به خدمت نظام رفتن یا درآوردن
- بهره گرفتن از
- ثبت نام کردن
- نام نویسی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enlist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enlist" با ترجمه به فارسی
-
سربازگیری
-
استخدام
-
افسر وظیفه (در برابر: افسر پیشه کار enlisted person( )commissioned officer هم می گویند) · سرباز وظیفه
-
ثبت نام · درآمدن به خدمت سربازی · دوران خدمت سربازی · سربازگیری · سربازی · طول خدمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن