ترجمه "enterprising" به فارسی

بلندهمت, سیجکار, پرپشتکار بهترین ترجمه های "enterprising" به فارسی هستند.

enterprising adjective دستور زبان

Displaying bravery and daring in the attempt of some task. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلندهمت

  • سیجکار

  • پرپشتکار

  • (اهل دست زدن به کارهای تولیدی یا بدیع و دارای احتمال زیان) پر همت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enterprising " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Enterprising
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سودگرا

عباراتی شبیه به "enterprising" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "enterprising" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه