ترجمه "enterprising" به فارسی
بلندهمت, سیجکار, پرپشتکار بهترین ترجمه های "enterprising" به فارسی هستند.
enterprising
adjective
دستور زبان
Displaying bravery and daring in the attempt of some task. [..]
-
بلندهمت
-
سیجکار
-
پرپشتکار
-
(اهل دست زدن به کارهای تولیدی یا بدیع و دارای احتمال زیان) پر همت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enterprising " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Enterprising
-
سودگرا
عباراتی شبیه به "enterprising" با ترجمه به فارسی
-
فضاپیمای انترپرایز
-
بنگاههای کوچک و متوسط
-
مناطق تجاری
-
استراتژی سازمان
-
تئوری بنگاه اجتماعی
-
نرمافزار سازمانی
-
نظام تجارت آزاد
-
بنگاههای اقتصادی خصوصی · شرکتهاي خصوصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن