ترجمه "entertainer" به فارسی

هنرمند, سرگرمکننده, بازیگر بهترین ترجمه های "entertainer" به فارسی هستند.

entertainer noun دستور زبان

A person who entertains others, someone who puts on a show for the entertainment or enjoyment of others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنرمند

    noun adjective

    I'm a very popular entertainer.

    من هنرمند خیلی معروفی هستم.

  • سرگرمکننده

    person using acting, singing, etc. to entertain an audience

  • بازیگر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entertainer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "entertainer"

عباراتی شبیه به "entertainer" با ترجمه به فارسی

  • حساب هزینه · صورت هزینه
  • رده بندی سنی بازیهای رایانهای
  • انایاس
  • (انگلیسی - با: to) دعوت کردن · (قدیمی) ادامه دادن · (مهجور) مصاف دادن · حفظ کردن · خرسند کردن · خرم دل کردن · خیال داشتن · داشتن (مکاتبه و غیره) · در سر پروراندن · در سرداشتن (فکر و تصمیم و غیره) · رزم کردن با · سرگرم کردن · قبول کردن · مشغول کردن · مهمان داری کردن · مهمانی کردن · موجب تفریح و تفرج شدن · میزبانی کردن · پذیرایی کردن · پذیرایی کردن (از)
  • تفریحی · خرسند ساز · خنده دار · سرگرم کننده · کمدی
  • قابل اینکه موردتامل قرارگیرد · قابل ترتیب اثردادن
  • برنامه ی تفریحی (در رادیو و تئاتر و غیره) · تفریح · تفنن · سرگرمی · ضیافت · مهمانی · نمایش · وسیله ی تفریح · پذیرایی
  • تفریحی · خرسند ساز · خنده دار · سرگرم کننده · کمدی
اضافه کردن

ترجمه های "entertainer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه