ترجمه "entity" به فارسی
موجودیت, نهاد, موجود بهترین ترجمه های "entity" به فارسی هستند.
entity
noun
دستور زبان
That which has a distinct existence as an individual unit. Often used for organisations which have no physical form. [..]
-
موجودیت
something that exists
-
نهاد
nounThat which is perceived or known or inferred to have its own distinct existence.
If he loses, the state will officially declare him a non entity with no rights under the law.
. اگه ببازه, ايالت اون رسما بي نهاد و بدون حق و حقوق اعلام ميکنه
-
موجود
adjectiveA nefarious entity tried to fake my suicide.
يه موجود شرور سعي کرد خودکشي منو صحنه سازي کنه
-
ترجمه های کمتر
- ماهیت
- وجود
- واحد
- تمامیت
- جوهر
- ذات
- چیز
- باشنده
- هستومند
- هستومندی
- شی
- هستش
- هستی (به ویژه اگر مستقل و خودکفا و مجزا باشد)
- واحد مستقل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Entity
-
نهاد، ماهیت
-
نهاده
I don't want to make this as a corporate entity.
نمیخواهم کارم را به یک نهاد سازمانی تبدیل کنم.
عباراتی شبیه به "entity" با ترجمه به فارسی
-
نمودار ارتباط موجودیتها
-
مدل سازی ارتباط موجودیتها
-
شخصیت تجاری
-
تغییر در شخصیت گزارشگری
-
مدل موجودیت–رابطه
-
فرض مسلم شخصیت – فرض بنیادی شخصیت جداگانه
-
منطقه خودمختار
-
حسابداری برای شخصیت جداگانه بنگاه – حسابداری واحد اقتصادی مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن