ترجمه "entitle" به فارسی
(با دادن عنوان یا لقب) قدردانی کردن, (قانونا) اجازه دادن, آرام کردن بهترین ترجمه های "entitle" به فارسی هستند.
entitle
verb
دستور زبان
To give a title to; to dignify by an honorary designation. [..]
-
(با دادن عنوان یا لقب) قدردانی کردن
-
(قانونا) اجازه دادن
-
آرام کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حق دادن به
- دارای عنوان کردن
- ذی حق کردن
- عنوان داشتن
- عنوان نوشتن
- لقب (اشرافی) دادن
- لقب دادن
- محق کردن
- مشمول کردن
- نام نهادن
- نام گذارن
- نامیدن (مقاله و کتاب و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entitle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entitle" با ترجمه به فارسی
-
نتشاد قح
-
شایا، سزاورا، در خور، خورند، مستحق
-
(آنچه که شخص نسبت به آن حق دارد به ویژه مزایایی که دولت یا کارفرما ارزانی می دارد) مورد استحقاق · استحقاق · اعتبار (پرداختی توسط دولت) · تفایرد قح · حق · سزیدگی · مستمری · مقرری · مورد سزیدگی · هده
-
نتفرگ قح دوخب دوخن
-
نتشاد قح
-
نتشاد قح
-
(آنچه که شخص نسبت به آن حق دارد به ویژه مزایایی که دولت یا کارفرما ارزانی می دارد) مورد استحقاق · استحقاق · اعتبار (پرداختی توسط دولت) · تفایرد قح · حق · سزیدگی · مستمری · مقرری · مورد سزیدگی · هده
-
نتشاد قح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن