ترجمه "entirety" به فارسی
تمامیت, کل, کمال بهترین ترجمه های "entirety" به فارسی هستند.
entirety
noun
دستور زبان
wholeness; fullness; the whole [..]
-
تمامیت
nounNow if he had repeated the question in its entirety,
حالا اگر او این سوال رابا تمامیت آن تکرار کرده بود،
-
کل
adjective nounYou could fit the entirety of Manhattan in the gap on the horizon.
طوریکه میتوانستید کل منهتن را در شکاف روی خط افق جا دهید.
-
کمال
noun properthe entirety of that same great sequence
همه مراحل آن توالی به کمال
-
ترجمه های کمتر
- درستگی
- یکپارچگی
- مجموع
- (حقوق) مالکیت انحصاری
- بی کم و کاستی
- جمع کل
- مالکیت فردی
- چیز بی عیب و کامل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entirety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entirety" با ترجمه به فارسی
-
شش دانگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن