ترجمه "entitative" به فارسی

واقعی, دارای وجودخارجی, مربوط بوجودخارجی چیزی بهترین ترجمه های "entitative" به فارسی هستند.

entitative adjective دستور زبان

Considered as pure entity; abstracted from all circumstances, that is, regarded as entity alone, apart from attendant circumstances. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واقعی

  • دارای وجودخارجی

  • مربوط بوجودخارجی چیزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entitative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "entitative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه