ترجمه "entropy" به فارسی
آنتروپی, انتروپی, درگاشت بهترین ترجمه های "entropy" به فارسی هستند.
entropy
noun
دستور زبان
(thermodynamics, countable) [..]
-
آنتروپی
nounterm in thermodynamics
And Boltzmann's contribution was that he helped us understand entropy.
کاری که بولتزمان کرد، کمک برای فهم آنتروپی بود.
-
انتروپی
physical property of the state of a system, measure of disorder
It is like... a living act of entropy.
مثل یک... انتروپی زنده می مونه
-
درگاشت
نامدرگاشت
-
ترجمه های کمتر
- درونگشتی
- هرزش
- (فیزیک) گشتاور
- (نظریه ی اطلاعات) راستین سنجی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entropy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entropy" با ترجمه به فارسی
-
آنتروپی اطلاعات
-
آنتروپی و زندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن