ترجمه "entrust" به فارسی

سپردن, برگماشتن, (مسئولیت و غیره) واگذار کردن بهترین ترجمه های "entrust" به فارسی هستند.

entrust verb دستور زبان

To trust to the care of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپردن

    verb

    Plus, entrusting the future of the planet to a teenager...

    به علاوه سپردن آينده ي سياره به يه نوجوون...

  • برگماشتن

  • (مسئولیت و غیره) واگذار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • اطمینان کردن به
    • به امانت سپردن
    • به عهده ی کسی گذاشتن
    • تفویض کردن
    • سپردن به
    • محرمانه گفتن
    • محول کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " entrust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "entrust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه