ترجمه "environs" به فارسی

حومه, اطراف, حوالی بهترین ترجمه های "environs" به فارسی هستند.

environs noun verb دستور زبان

The surroundings; the environment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حومه

    noun

    The remainder of the troops were confined to their barracks, without reckoning the regiments of the environs of Paris.

    بعلاوه هنگهای حومه پاریس نیز در مورد لزوم بکار میآمدند.

  • اطراف

    noun

    We can't have any rogue elements in or around such an environment.

    ما می توانیم هر عناصر خودسر دارند در اطراف چنین محیطی است.

  • حوالی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دوروبر
    • احاطه
    • توابع
    • حول و حوش
    • حول وحوش
    • محدوده
    • پیراشهر
    • پیرامن
    • پیرامون شهر
    • کران بست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " environs " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "environs" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "environs" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه