ترجمه "epitome" به فارسی

خلاصه, نمونه, مظهر بهترین ترجمه های "epitome" به فارسی هستند.

epitome noun دستور زبان

(of a class of items) The embodiment or encapsulation of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاصه

    noun

    embodiment or encapsulation of

    you are the epitome of all human knowledge

    من شما را خلاصه تمام شناساییهای بشری دیده

  • نمونه

    noun

    This Wesen sounds like the epitome of an identity crisis.

    ، بنظر مياد اين وسن نمونه ي بارز بحران هويتي باشه

  • مظهر

    noun

    The epitome of sadness.

    مظهر غم و غصه.

  • ترجمه های کمتر

    • تجلی
    • مختصر
    • (خلاصه ی رئوس مطالب کتاب یا مقاله و غیره) چکیده
    • اصل ماده
    • شکل اولیه
    • نمونه اصلی
    • پیش گونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " epitome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "epitome" با ترجمه به فارسی

  • (epitomise هم می نویسند) · تجسم کردن · تجلی چیزی بودن · خلاصه کردن · متجلی کردن · مظهر چیزی بودن · نمونه بودن · نمونه دادن · نمونه ی چیزی بودن
اضافه کردن

ترجمه های "epitome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه