ترجمه "equipage" به فارسی

خدمه, (جمع) افزارگان, (جمع) تجهیزات بهترین ترجمه های "equipage" به فارسی هستند.

equipage noun دستور زبان

(uncountable) Equipment or supplies, especially military ones. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمه

  • (جمع) افزارگان

  • (جمع) تجهیزات

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) اسباب بزک
    • (قدیمی) جعبه ی اسباب بزک
    • (قدیمی) ملتزمین رکاب
    • (کشتی یا ارتش یا اردو و غیره) افزار
    • اسب و کالسکه و نوکران
    • ساز و برگ
    • پی سواران
    • کالسکه و خدمه ی آن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equipage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "equipage"

اضافه کردن

ترجمه های "equipage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه