ترجمه "equip" به فارسی
تجهیز کردن, مجهز کردن, تجهیزات بهترین ترجمه های "equip" به فارسی هستند.
(transitive) To furnish for service, or against a need or exigency; to fit out; to supply with whatever is necessary to efficient action in any way; to provide with arms or an armament, stores, munitions, rigging, etc.; -- said especially of ships and of troops. Dryden. [..]
-
تجهیز کردن
verbThe treasury is filling, but not to the extent of equipping an army.
خرانه در حال پر شدنه ولی نه به اندازه ای که بشه باهاش یه ارتش رو تجهیز کرد
-
مجهز کردن
verbMore likely, she equipped them according to her preferences.
بيشتر احتمال داره که اون اينارو بر اساس ترجيحاتش مجهز کرده باشه
-
تجهیزات
The pilots were never shown any of the equipment.
به خلبانها هیچکدوم از این تجهیزات رو نشون ندادن.
-
ترجمه های کمتر
- آمادن
- داراکردن
- زهجم
- آراستن
- (با آموزش یا تمرین) آماده کردن
- (برای کار بخصوصی) جامه پوشیدن
- افزارمند کردن
- بسیج کردن
- جنگ افزارمند کردن
- خود را ملبس کردن
- ساز و برگ دادن
- سازوبرگ دادن
- سلاح دار کردن
- مخفف : ابزارها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equip" با ترجمه به فارسی
-
اراسته · اماده · مجهز
-
تامین مالی تجهیزات
-
تجهیزات · تعهدات
-
تجهیزات دودآکنی
-
تجهيزات تهويه مطبوع
-
تجهیزات کمکی · تجهیزات کمکی فرعی
-
تجهیزات ارتباط داده ها