ترجمه "equivalence" به فارسی

برابری, تعادل, تساوی بهترین ترجمه های "equivalence" به فارسی هستند.

equivalence verb noun دستور زبان

(uncountable) The condition of being equivalent or essentially equal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برابری

    noun

    The Mosaic Law advocated the principle of equivalence, or balance, in matters of justice.

    شریعت موسی مدافع اصل مساوات و برابری در امور قضایی است.

  • تعادل

    noun

    All the required equivalency tests.

    همۀ آزمایشهای تعادل روحی انجام شده

  • تساوی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • همالی
    • موازات
    • معادله
    • مقایسه
    • (شیمی) برابری ترکیب پذیری
    • تبدیل پذیری
    • تشابه به معنی
    • قابلیت قیاس
    • هم ارزی
    • هم سنجی
    • هم سنگی
    • هم چمی
    • هم چندی
    • کنش برابری (equivalency هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equivalence " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equivalence" با ترجمه به فارسی

  • نقطه همارزی
  • اکیوالان
  • (شیمی - دارای والانس برابر) هم ارزش · (شیمی) حاصل تقسیم وزن اتمی بر والانس یا ارزش · (هندسه - هم اندازه ولی نه هم شکل) هم ارز · برابر · مترادف · مشابه · معادل · نیروی هم توان (و غیره) · هامال · هم ارز · هم اندازه · هم بها · هم توان · هم سنگ · هم ظرفیت · هم قیمت · هم معنی · هم وسعت · هم چم · هم چند · همارز · همسنگ · چیزبرابر
  • معادل آحاد – واحدهای مساوی – واحدهای مشابه
  • بهرهبرداری اراضی · بهرهبرداری از زمین · نسبت تعادل سرزمين · کاربری
  • معادل نقد جاری
  • محدود سازی معادل سیم دار
  • نسبت تعادل سرزمين
اضافه کردن

ترجمه های "equivalence" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه