ترجمه "equivalency" به فارسی

تعادل ترجمه "equivalency" به فارسی است.

equivalency noun دستور زبان

(countable) An equivalent thing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعادل

    All the required equivalency tests.

    همۀ آزمایشهای تعادل روحی انجام شده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " equivalency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "equivalency" با ترجمه به فارسی

  • نقطه همارزی
  • اکیوالان
  • (شیمی - دارای والانس برابر) هم ارزش · (شیمی) حاصل تقسیم وزن اتمی بر والانس یا ارزش · (هندسه - هم اندازه ولی نه هم شکل) هم ارز · برابر · مترادف · مشابه · معادل · نیروی هم توان (و غیره) · هامال · هم ارز · هم اندازه · هم بها · هم توان · هم سنگ · هم ظرفیت · هم قیمت · هم معنی · هم وسعت · هم چم · هم چند · همارز · همسنگ · چیزبرابر
  • معادل آحاد – واحدهای مساوی – واحدهای مشابه
  • بهرهبرداری اراضی · بهرهبرداری از زمین · نسبت تعادل سرزمين · کاربری
  • معادل نقد جاری
  • محدود سازی معادل سیم دار
  • نسبت تعادل سرزمين
اضافه کردن

ترجمه های "equivalency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه