ترجمه "erasable" به فارسی
ازیادبردن, تراشیدن, خراشیدن بهترین ترجمه های "erasable" به فارسی هستند.
erasable
adjective
دستور زبان
Capable of being erased [..]
-
ازیادبردن
-
تراشیدن
verb -
خراشیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- محوکردن
- پاک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erasable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erasable" با ترجمه به فارسی
-
(هر چیزی که پاک یا محو بکند) پاک کن · تخته پاک کن · زداگر · مداد پاک کن · پاک کن · پاککن
-
قابلیت پاک شدن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
-
(جراحی - برداشتن بافت از راه خراش دادن) خراش دهی · زدایش · عمل پاک کردن · قاشقک زنی · محو سازی
-
تراش · حک · محو
-
(از روی تخته سیاه یا نوار صوتی و غیره) پاک کردن · (خودمانی) کشتن · (کامپیوتر) زدودن (از حافظه) · از حافظه زدودن · از خاطر دور کردن · حذف کردن · زدودن · سودن · محو کردن · مخدوش کردن · پاک کردن
-
(هر چیزی که پاک یا محو بکند) پاک کن · تخته پاک کن · زداگر · مداد پاک کن · پاک کن · پاککن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن