ترجمه "erase" به فارسی
پاک کردن, زدودن, سودن بهترین ترجمه های "erase" به فارسی هستند.
erase
verb
دستور زبان
(transitive) to remove markings or information [..]
-
پاک کردن
verbAlso had his father's name erased and chiseled out of all public monuments.
همچنين نام پدر خودش رو پاک کرد و تمام بناهاي تاريخي رو نابود کرد.
-
زدودن
verb -
سودن
-
ترجمه های کمتر
- (از روی تخته سیاه یا نوار صوتی و غیره) پاک کردن
- (خودمانی) کشتن
- (کامپیوتر) زدودن (از حافظه)
- از حافظه زدودن
- از خاطر دور کردن
- حذف کردن
- محو کردن
- مخدوش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erase " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erase" با ترجمه به فارسی
-
ازیادبردن · تراشیدن · خراشیدن · محوکردن · پاک کردن
-
(هر چیزی که پاک یا محو بکند) پاک کن · تخته پاک کن · زداگر · مداد پاک کن · پاک کن · پاککن
-
قابلیت پاک شدن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
-
(جراحی - برداشتن بافت از راه خراش دادن) خراش دهی · زدایش · عمل پاک کردن · قاشقک زنی · محو سازی
-
تراش · حک · محو
-
(هر چیزی که پاک یا محو بکند) پاک کن · تخته پاک کن · زداگر · مداد پاک کن · پاک کن · پاککن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن