ترجمه "eraser" به فارسی
پاککن, پاک کن, تخته پاک کن بهترین ترجمه های "eraser" به فارسی هستند.
eraser
noun
دستور زبان
A thing used to erase or remove something written or drawn by a pen or a pencil. [..]
-
پاککن
thing used to erase something written or drawn [..]
Meggies only eraser was the tip of her finger.
تنها پاککن مگی نوک انگشتش بود کهتر میکرد.
-
پاک کن
thing used to erase something written or drawn
The Volturi come to erase what they perceive as the competition.
ولتوری اومده تا چیزی رو که او نا مثل مسابقه کردن، پاک کنه.
-
تخته پاک کن
noun
-
ترجمه های کمتر
- زداگر
- (هر چیزی که پاک یا محو بکند) پاک کن
- مداد پاک کن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eraser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "eraser"
عباراتی شبیه به "eraser" با ترجمه به فارسی
-
ازیادبردن · تراشیدن · خراشیدن · محوکردن · پاک کردن
-
قابلیت پاک شدن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
-
(جراحی - برداشتن بافت از راه خراش دادن) خراش دهی · زدایش · عمل پاک کردن · قاشقک زنی · محو سازی
-
تراش · حک · محو
-
(از روی تخته سیاه یا نوار صوتی و غیره) پاک کردن · (خودمانی) کشتن · (کامپیوتر) زدودن (از حافظه) · از حافظه زدودن · از خاطر دور کردن · حذف کردن · زدودن · سودن · محو کردن · مخدوش کردن · پاک کردن
-
حذف کردن – پاک کردن –از بین بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن