ترجمه "erect" به فارسی

راست, ساختن, شق کردن بهترین ترجمه های "erect" به فارسی هستند.

erect adjective verb دستور زبان

Upright; vertical or reaching broadly upwards. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راست

    adjective

    It's not normal for a man of my age to no longer have a nice, big erection.

    من حتی دیگه نمی تونم راست کنم. هنوز واسم خیلی زوده دیگه نتونم راست کنم.

  • ساختن

    verb

    and erecting swing sets and building shelters

    و علم كردن تاب و ساختن جان پناه براي ساختمونها هستم

  • شق کردن

    verb

    I've caused a small pandemic of erections in freshman boys.

    چون باعث ايجاد يه سلسله شق کردن تو بچه هاي سال اولي شدم!

  • ترجمه های کمتر

    • برپا
    • شق
    • سیخ
    • افراخته
    • سرزنده
    • آهیختن
    • استوان
    • افراختن
    • شادوخرم
    • گردآوردن
    • برپاکردن
    • افراشتن
    • ایستاندن
    • عمود
    • سهی
    • استاده
    • مواظب
    • (آلت مردی را) راست کردن
    • (به خاطر انباشته شدن از خون) شق کردن
    • (ساختمان یا دیوار و غیره)ساختن
    • (قدیمی) تاسیس کردن
    • (قدیمی) سرحال
    • (قدیمی) هشیار
    • (هندسه) عمود کردن (خط عمود یا شکل وغیره را بر خط افقی رسم کردن) 1
    • ایجاد کردن
    • برخاسته
    • برقرار کردن (جلسه و غیره)
    • بلند (شده)
    • بلند کردن
    • بنا کردن
    • بنیان نهادن 0
    • به وجود آوردن
    • بیرون زده
    • راست کردن
    • سیخ سیخ
    • سیخ کردن
    • نعوظ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "erect"

عباراتی شبیه به "erect" با ترجمه به فارسی

  • راست کننده
  • (آلت تناسلی) شقی · احداث · استوار داشت · برپا سازی · برپاداشت · برپاسازی · بلند شدگی · بنا · بناسازی · تاسیس · ساختمان · ساختن · ساخته شدن · شق شدن · شق شدگی · شق کردن · عمارت · نعوظ
  • پنگوئن راستکاکل
  • استواري · افراشتگی · افراشتگی (عادت گیاه) · ایستادگی · حالت عمودی · راستی :راست شدگی · قائمی · گياهان پيشايستا
  • (آلت تناسلی) شقی · احداث · استوار داشت · برپا سازی · برپاداشت · برپاسازی · بلند شدگی · بنا · بناسازی · تاسیس · ساختمان · ساختن · ساخته شدن · شق شدن · شق شدگی · شق کردن · عمارت · نعوظ
اضافه کردن

ترجمه های "erect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه