ترجمه "estimation" به فارسی
تخمین, ارزیابی, نظر بهترین ترجمه های "estimation" به فارسی هستند.
estimation
noun
دستور زبان
The process of making an estimate [..]
-
تخمین
nounWhen he estimated they had traveled almost a hundred yards, he stopped.
هنگاهی که تخمین زد که حدود یک صد متر مسافت پیموده شده است، ایستاد.
-
ارزیابی
nounshe felt much contentment in the prospect of being able to estimate them contemptuously on her own account.
روزاموند با خشنودی منتظر روزی بود که خود بتواند این چنین تحقیرآمیز آنان را ارزیابی کند.
-
نظر
nounIt died as Larry grew in her estimation.
این امیدها با تغییر نظر او درباره لری نابود شدند.
-
ترجمه های کمتر
- برآورد
- دید
- حدس
- برآوردگری
- ورانداز
- بینش
- تخمین زنی
- حدس زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estimation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estimation" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
برآورد مشابه
-
دست بالا گرفتن
-
برآورد قطعی
-
برآورد مقدماتی
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدهی های برآوردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن