ترجمه "estimator" به فارسی
برآوردگر, ارزیاب, براوردکننده بهترین ترجمه های "estimator" به فارسی هستند.
estimator
noun
دستور زبان
A person who estimates, especially one who estimates costs [..]
-
برآوردگر
used in mathematical statistics to determine an estimated value
-
ارزیاب
-
براوردکننده
-
ترجمه های کمتر
- رایانه
- محاسب
- حسابگر
- کامپیوتر
- برآورد کننده
- تخمین کننده
- خبره قیمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estimator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estimator" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
برآورد مشابه
-
دست بالا گرفتن
-
برآورد قطعی
-
برآورد مقدماتی
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدهی های برآوردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن