ترجمه "estival" به فارسی

تابستانی, صیفی (aestival هم می نویسند) بهترین ترجمه های "estival" به فارسی هستند.

estival adjective دستور زبان

Of or relating to summer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابستانی

    adjective

    of or relating to summer

    It wasn't an accusing, protesting silence as much as a sort of estivation, a dormancy

    سکوتی متهم کننده و معترض نبود بلکه بیشتر به رخوت تابستانی و رکود شباهت داشت.

  • صیفی (aestival هم می نویسند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " estival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "estival" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) تابستان خوابی · (کشاورزی - طرز قرارگیری گلبرگ ها در غنچه پیش از شکوفایی)گلبرگ آراست · تابستان خوابیدن · نهاد
  • (جانورشناسی - زیست شناسی) تابستان خوابی کردن · تابستان خوابیدن (در برابر: زمستان خوابی کردن aestivate( )hibernateهم می نویسند) · تابستان را در جایی گذراندن · ییلاق کردن
اضافه کردن

ترجمه های "estival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه