ترجمه "estimative" به فارسی
براوردکننده, تخمینی, سنجنده بهترین ترجمه های "estimative" به فارسی هستند.
estimative
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an estimate or to estimation [..]
-
براوردکننده
-
تخمینی
we're able to make an estimate of how trustworthy another person is?
تخمینی از اینکه شخص مقابل ما چقدر قابل اعتماد است را به دست بیاوریم؟
-
سنجنده
-
ترجمه های کمتر
- تخمین کننده
- تقویم کننده
- قوه واهمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estimative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "estimative" با ترجمه به فارسی
-
برآورد تکمیل
-
برآورد مشابه
-
دست بالا گرفتن
-
برآورد قطعی
-
برآورد مقدماتی
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدهی های برآوردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن