ترجمه "eventual" به فارسی
پسایند, پیامدین, پسین بهترین ترجمه های "eventual" به فارسی هستند.
eventual
adjective
دستور زبان
Pertaining to events. [..]
-
پسایند
-
پیامدین
-
پسین
-
ترجمه های کمتر
- پایانی
- متعاقب
- بعدی
- (آنچه که در آخر یا در نتیجه ی یک سلسله رویداد بیاید) نهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eventual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eventual" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - معمولا با: in) رویدادن (در آخر کار) · انجامیدن · منتج شدن · منتهی شدن به · منجر شدن
-
احتمال · احتمال وقوع · امکان · رابطه · شایش · شدنی بودن · نتیجه · پسایند · پیامد
-
سرانجام، عاقبت
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
-
او نهایتاً تنها پس از آن این مسئله را بیشتر بررسی کرد که نخست یک نظر منفی دربارة «علم نرم» روانشناسی داد و دقت روشهای پژوهش روانشناسی را زیر سؤال برد.
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن