ترجمه "eventuality" به فارسی
احتمال, رابطه, شایش بهترین ترجمه های "eventuality" به فارسی هستند.
eventuality
noun
دستور زبان
A possible event; something that may happen. [..]
-
احتمال
nounBecause some had formed marriage alliances with the idol-worshipping people, the entire nation might eventually be assimilated into the pagan nations.
از آنجا که عدهای با افرادی از قومهای بتپرست ازدواج کرده بودند احتمال داشت که به مرور زمان قوم خدا در اقوام دیگر حل میشد.
-
رابطه
nounthey are settling down eventually with a long-term partner.
نهایتا با یه رابطه ی طولانی مدت با یه نفر به زندگی عادیشون میرسن.
-
شایش
-
ترجمه های کمتر
- پسایند
- پیامد
- امکان
- نتیجه
- احتمال وقوع
- شدنی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eventuality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eventuality" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - معمولا با: in) رویدادن (در آخر کار) · انجامیدن · منتج شدن · منتهی شدن به · منجر شدن
-
(آنچه که در آخر یا در نتیجه ی یک سلسله رویداد بیاید) نهایی · بعدی · متعاقب · پایانی · پسایند · پسین · پیامدین
-
سرانجام، عاقبت
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
-
او نهایتاً تنها پس از آن این مسئله را بیشتر بررسی کرد که نخست یک نظر منفی دربارة «علم نرم» روانشناسی داد و دقت روشهای پژوهش روانشناسی را زیر سؤال برد.
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
-
بالاخره · سرانجام · عاقبت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن