ترجمه "evidently" به فارسی
ظاهرا, آشکارا, گویا بهترین ترجمه های "evidently" به فارسی هستند.
evidently
adverb
دستور زبان
In an evident manner; obviously. [..]
-
ظاهرا
adverbHe was evidently vexed and impatient for the talkative doctor to go.
و ظاهرا با افسردگی و بیحوصلگی انتظار داشت که طبیب پرگو زودتر برود.
-
آشکارا
They were evidently ready to hurl themselves upon him.
آشکارا آماده بودند که خود را روی او اندازند.
-
گویا
The adjutant, also, had evidently had no evil intent though he might have refrained from coming in.
آن آجودان هم گویا قصد نداشت عمل زشتی انجام دهد، اصولا نمیتوانست وارد اتاق نشود.
-
ترجمه های کمتر
- همانا
- از قرار معلوم
- چنین پیداست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evidently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "evidently" با ترجمه به فارسی
-
روایت گواهان|مسموعات شاهدان|شواهد عینی| روایت عینی| مشاهدات غیر رسمی · شواهد نقل شده
-
(حقوق) شهادت · اثبات · ادله اثبات دعوی · اشکار ساختن · سند · شاهد · شهادت دادن · شهادت دادن (معمولا بر علیه همدست خود) · شواهد – شاهده · علامت · علامت بودن · مدرك · مدرک · مستندات · نشان دادن · نشانه · نشانگر بودن · نمایشگر بودن · وضوح · کردم · گواه · گواه بودن · گواهی · گواهی دادن
-
گواهی دادن
-
یوناث کرادم
-
شواهد تجربی
-
آشکار · بدیهی · خودپیدا · مبرهن
-
شواهد فریب آمیز
-
(حقوق) شواهد فرعی · اماره · اماره ی اتفاقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن