ترجمه "exalted" به فارسی
عالی, والا, بلند بهترین ترجمه های "exalted" به فارسی هستند.
exalted
adjective
verb
Simple past tense and past participle of exalt. [..]
-
عالی
adjectiveThe sympathies of exalted personages were well known
دوستی و محبت رجال عالی قدر و افراد طبقه اول معلوم است که چیست
-
والا
adjectiveThe Pharisees have long been “exalted by men,” but this is a time of change, a time for the tables to turn.
سالها بود که فَریسیان در نظر مردم «والا» محسوب میشدند. اما زمان دگرگونی و تحوّلی بزرگ فرارسیده بود.
-
بلند
adjectivebewailed the velvets she had not, the happiness she had missed, her too exalted dreams, her narrow home.
از این که مخمل نداشت، فاقد خوشبختی بود، نظرش بلند بود و خانهاش محقر، مینالید.
-
ترجمه های کمتر
- درزمره اشراف اورده
- سرافرازشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " exalted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "exalted" با ترجمه به فارسی
-
(اثر یا عمل چیزی را) تشدید کردن · (از غرور یا سربلندی یا خوشی و غیره) آکنده کردن · (شهرت یا مقام و غیره) بالابردن · ارتقا دادن · افراشتن · تجلیل کردن · تعالی بخشیدن · تمجید کردن · جان دادن · دلشاد کردن · ستایش کردن · ستودن · سرشار کردن · شادمان کردن · مست کردن · والا کردن · ویشناکی (virulence) را زیاد کردن
-
ترفیع · تعالی بخشی · تمجید · جذبه · خلسه · ستایش · شعف · شور · والاسازی · وجد
-
(اثر یا عمل چیزی را) تشدید کردن · (از غرور یا سربلندی یا خوشی و غیره) آکنده کردن · (شهرت یا مقام و غیره) بالابردن · ارتقا دادن · افراشتن · تجلیل کردن · تعالی بخشیدن · تمجید کردن · جان دادن · دلشاد کردن · ستایش کردن · ستودن · سرشار کردن · شادمان کردن · مست کردن · والا کردن · ویشناکی (virulence) را زیاد کردن
-
ترفیع · تعالی بخشی · تمجید · جذبه · خلسه · ستایش · شعف · شور · والاسازی · وجد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن