ترجمه "excrement" به فارسی
مدفوع, فضله, گه بهترین ترجمه های "excrement" به فارسی هستند.
excrement
noun
دستور زبان
(archaic) Any waste matter excreted from the human or animal body, or discharged by bodily organs. [..]
-
مدفوع
One regulation regarding military encampments required that excrement be buried outside the camp.
یکی از قوانین مربوط به اردوی نظامی اسرائیلیان این بود که مدفوع را خارج از اردوگاه دفن کنند.
-
فضله
nounA faint aroma of excrement from where you've been standing.
يک بوي ضعيف فضله از جايي که ايستاده بودي...
-
گه
noun
-
ترجمه های کمتر
- براز
- پهن
- سرگین
- فضولات
- دفع
- تپاله
- زوائد
- غایط
- پشگل
- نجاست
- ککه
- عن
- ان
- پس مانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " excrement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "excrement" با ترجمه به فارسی
-
برازی · فضله ای · نجاستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن